صفحه اصلی > خدمات به کارکنان > امور اداری > روابط کار و مددکاری اجتماعی > آرشیو اخبار > حکایات
 |
اخبار > سـرباز زخـمـی |
 |
چاپ ارسال به دوست |
 سـرباز زخـمـی
ستوان جواب داد،میتوانی بروی امامن فکر نمیکنم که ارزشش را داشته باشد، دوست تو احتمالا مرده وتوفقط زندگی خودت را به خطرمی اندازی
دوست دیرینه اش دروسط میدان جنگ افتاده بود،میتوانست بیزاری ونفرتی که از جنگ تمام وجودش را فرا گرفته ،حس کند. سنگرآنها توسط نیروهای دشمن محاصره شده بود،سرباز به ستوان گفت که آیا امکان دارد بتواند برود و خودش را به منطقه مابین سنگرهای خود دشمن برساندودوستش را که آنجا افتاده بود بیاورد، دانلود فايل : سرباززخمی.docx ( 139KB ) |
١٦:٥٠ - 1393/10/13 / شماره : ٧٦٩٤ / تعداد نمایش : ١٠٤٢ |
...در حال ثبت نظر  نظر شما ...در حال ثبت نظر  خروج
|
|